زندگی

مهربانی،معني لبخند توست..خنده هايت بي نهايت ديدني است.....

ماه عسل

[ یکشنبه هشتم تیر 1393 ] [ 8:2 ] [ نورا ] [ ]

خدای من


[ دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393 ] [ 7:59 ] [ نورا ] [ ]

لبخند بزن

 
لبخند بزن . .

همه میگویند دومین !

اما من میگویم این اولین کار زیبایی است ..

که هر کسی میتواند با لبانش انجام دهد !!
[ دوشنبه سی ام تیر 1393 ] [ 12:40 ] [ نورا ] [ ]

دلم گرم است

دلم گرم است به بودنش


می دانی به چه !؟


دلم گرم است؛به خـــدا


به بودنش


به نگــاهش


به همراهی اش


به اطمینان ِ ناب و خالصش


حتی به سکوتش !!


دلم گرمه


که وقتایی که پرِ از دل نگرونیم


حواسش بهم هست ؛ هوامو داره


دلم گرمه اگه هیچی هم نیست اون هست


که اگه غصه ای هست _ یادش هست


که اگه اشکی هست _ نگاهش ، دستای مهربونش هست


هـست


و بــــــاز هم هست …

[ دوشنبه سی ام تیر 1393 ] [ 12:39 ] [ نورا ] [ ]

آرامش

آرامش چیست؟؟؟


نگاه به گذشته و شکر خدا


نگاه به اینده و اعتماد به خدا


نگاه به اطراف و جستجوی خدا


نگاه به درون و دیدن خدا


لحظه هایت سر شار از بوی خدا …

[ دوشنبه سی ام تیر 1393 ] [ 12:37 ] [ نورا ] [ ]

تصمیم درست

زمانیکه سخت ترین و دردناک ترین تصمیم را می گیرید ولی از درون احساس

آرامش می کنید مطمئن باشید

بهترین تصمیم را گرفته اید…

[ چهارشنبه هجدهم تیر 1393 ] [ 10:55 ] [ نورا ] [ ]

لبخند

هیچکس بی درد و غصّه و گرفتاری نیست،


اما قشنگیش به اینه که


تو اوج غم لبخند بزنی و


لبخند بیاری به لب دیگران!

[ چهارشنبه هجدهم تیر 1393 ] [ 10:49 ] [ نورا ] [ ]

شکر

بی خیال نداشته هایت…

 
بی خیال دلتنگی هایت…

بی خیال هر چه که خیالت را ناآرام میکند..

به من بگو ببینم ….


امروز نفس کشیده ای؟


آری؟


پس خوش به حالت

عمیق نفس بکش…


عمیق عشق را…


زندگی را….


بودن را….

بچش‌…


ببین…


لمس کن


و با تک تک سلولهایت فریاد بزن


« معبود من شکر که مرا جان بخشیدی»

[ چهارشنبه یازدهم تیر 1393 ] [ 11:12 ] [ نورا ] [ ]

بادبادک

مثل بادبادک باش . . .


با اینکه میدونه زندگیش به نخی بنده ،


بازم تو آسمون میرقصه و میخنده . . .

همیشه بخند و نگران نباش ، بدون که نخ زندگیت دست خـــــداست

[ چهارشنبه یازدهم تیر 1393 ] [ 11:3 ] [ نورا ] [ ]

باران

زندگی قافیه ی باران است


گر زمستان شوم و درختان امیدم همه بی برگ شوند


دوستانم همه از جنس بهار و به اندازه باران خدا زیبایند…

[ چهارشنبه یازدهم تیر 1393 ] [ 11:1 ] [ نورا ] [ ]

دلتنگتم

میگویم دوستت دارم


تو بشنو دلم برایت تنگ شده

میگویم مراقب خودت باش

تو بشنو دلم برایت تنگ شده

می گویم حال و احوالت چطور است ؟

تو بشنو دلم برایت تنگ شده

تو اصلا هرچه می گویم را بشنو

دلم برایت تنگ شده

من اینجا

من آنجا

اصلا من هرجا که باشم

دلم برایت تنگ می شود

رو که بر می گردانی

از آن لحظه ی خداحافظی

تا دیـــدار ِدوبـاره ات

لحظه به لحظه

دقیقه به دقیقه

دلم برایت تنگ می شود

من در هرجمعی هم که باشم

چه غریبه ، چه آشنا

دلم تنها برای تو تنگ می شود

ای وای من ! دیدی چه شد ؟

همه اش که شد دلتنگی … !

بین خودمان بـماند

راستش را بخواهی

همین حالا ؛ همین حالای ِحالا هم

دلم برای تو ،

تــــو یک نـفر تنــــگ شــده …

[ سه شنبه دهم تیر 1393 ] [ 8:42 ] [ نورا ] [ ]

پروردگارا

پروردگارا...

خدایا ... کمکم کن، کمکم کن که بتوانم پنچره ی دلم را رو به حقیقت بگشایم

خدایا.....یاریم کن که مرغ خسته دلم را که دیری است دراین قفس زندانی است، درآسمان آبی
 
 عشق تو پرواز دهم

خدایا ... پروردگارا ... یاریم کن که شوق پرواز را همیشه در خود زنده نگه دارم

خدایا ... تو خود می دانی که بدترین درد برای یک انسان دور ماندن از حقیقت خویشتن و رهاشدن در گرداب فراموشی و سردرگمی است ؛ پس تو ای کردگار بی همتا مرا یاری کن که به حقیقت انسان بودن پی ببرم تا بتوانم روز به روز به تو که سرچشمه تمام حقیقت هایی نزدیک و نزدیکتر شوم

خدایا ... همیشه گفته ام که تو را دوست دارم ، حالا هم با تمام وجود فریاد می زنم: خدایا........ دوستت دارم ..... دوستت دارم ... دوستت دارم ...

خدایا ... شرمنده ام از زیادی گناهانی که انجام داده ام ، شرمنده ام

خدایا از قدرنشناسی خودم ، از این که هر رو باعث ناراحتی تو می شوم شرمسارم

خدایا چه بگویم از کدامین گناهم نزد تو طلب عفو کنم! خدایا به کدامین گناه اشک شرم از دیده جاری سازم! هروقت که خواستم زبان به حمد و ثنایت بگشایم اشک در دیدگانم جمع شد و بغض شرمو پشیمانی از گناهان ، دیگر مجال سخن گفتنم نداد

خدایا ... مرا از این منجلابی که در آن گرفتار شده ام نجاتم ده. به این پرنده ی اسیر پروبالی ده تا خودش را از این قفس رهایی بخشد و طعم آزادی و رهایی را تجربه کند

خدایا ... مرا فرصتی ده تا پاک بودن را تجربه کنم و بتوانم حتی برای یک لحظه آنچه باشم که تو می خواهی

خدایا ... چگونه می توانم روی به سوی تو بیاورم و زبان به حمد و ثنایت بگشایم درحالی که خود از کرده خویش آگاهم

چگونه می توانم دوستــدار تو باشم درحالی که بر عهد و پیمانی که با تو بسته ام وفادار نبوده ام. چگونه می توانم طلب عفو و بخشش کنم درحالی هنوز شعله های عصیان در درونم فروزان است. بارالها، چگونه می توانم روی به توبه آورم درحالی که اسیر هواهای نفسانی خویشم.

بارالها ... تو از علاقه ی من نسبت به خودت آگاهی و میدانی که چقدر مشتاق رسیدن به توام ؛ ولی هر وقت که تصمیم گرفتم که به سوی تو بیایم گناه به سراغم آمد و مرا از تو دور ساخت. همیشه آرزویم این بوده است که حتی برای یک روز که شده آنچه باشم که تو می خواهی و آنچه کنم که تو می پسندی. ولی افسوس این نفس سرکش تاکنون مجال برآورده شدن این آرزو را به من نداده است.

بارالها ... می ترسم، از خویش و از این سرنوشتی که در انتظار من است می ترسم. از این بیابان وشوره زاری که در پیش روی من است می ترسم.... می ترسم که مرگ به سراغم بیاید و آرزوی رسیدن به تو را این بار هم از من بستاند

پس ای پروردگار بی همتا ... به لطف و کرم خویش مرا از مرداب نفسم رهایی ده و توانی ده خویشتن را از هر چه بدیست پاک کنم

خدایا ... به من فرصتی ده تا عاشق بودن را تجربه کنم ...
.
.
.

و من همچنان دلخوش هستم به این آیه زیبا از کتاب قرآن ، معجزه پیامبرت ...

" ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید ، از رحمت خدا نا امید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد . زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است "


[ یکشنبه هشتم تیر 1393 ] [ 8:32 ] [ نورا ] [ ]

یادمان رفت

سرمشق های آب بابا یادمان رفت

☼ رسم نوشتن با قلم ها یادمان رفت ☼

☼ شعر خدای مهربان را حفظ کردیم ☼

☼ اما خدای مهربان را یادمان رفت ☼

 


لبخند بزن

ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺴﺘﯽ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ... ﭼﻮﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺮﯼ ﺳﺮﮐﺎﺭ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ... ﭼﻮﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﺎﺭ ﻫﺴﺘﻨﺪ

ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻨﺖ ﺳﺎﻟﻢ ﻭ ﺗﻨﺪﺭﺳﺖ است ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ . ﭼﻮﻥ آدﻣﻬﺎﯼ ﻣﺮﯾﺾ ﺗﺎﻭﺍﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺯند

ﻭﻗﺘﯽ ﺯﻧﺪﻩ ﻫﺴﺘﯽ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ... ﭼﻮﻥ ﻣُﺮﺩﮔﺎﻥ ﺩﺭ آﺭﺯﻭﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﻧﯿﮏ ﻫﺴﺘﻨﺪ

ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺧﺪﺍﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﻭ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ... ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﮔﺎﻭ ﺭﺍ ﻋﺒﺎﺩﺕ میـکنند

ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﭼﻮﻥ ﺧﻮﺩﺕ ﻫﺴﺘﯽ ... ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺩﺭ آﺭﺯﻭﯼ ﺍین هستند ﮐﻪ ﺟﺎﯼ ﺗﻮ ﺑﺎشند


 

 

دل بــســـپــار ...

به آتشی که نمى سوزاند

" ابراهیم " را

و دریایى که غرق نمی کند

" موسى " را
نهنگی که نمیخورد

"یونس" را

کودکی که مادرش او را

به دست موجهاى " نیل " می سپارد
تا برسد به خانه ی تشنه به خونش

دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند

سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد

آیا هنوز هم نیاموختی ؟؟!
که اگر همه ی عالم

قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد ، " نمی توانند "

پس


به " تدبیرش " اعتماد کن


به " حکمتش " دل بسپار


به او " توکل " کن


و به سمت او " قدمی بردار "


تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی...!



خداوند بزرگ به حضرت موسی (ع) وحی فرمود :
ای موسی ، سفارش مرا درباره 4 چيز خوب بخاطر بسپار :

1: تا وقتي كه گناهانت بخشيده نشده و مورد آمرزش قرار نگرفته اي ، به عيب ديگران نپرداز


2: تا زماني كه گنجها و خزانه های من تمام نشده ، براي رزق و روزيت غمناك نباش

3: تا موقعي كه پادشاهي من از دست نرفته ، بجز من به ديگري اميد نداشته باش


4: تا هنگامي كه مُرده شيطان را نديده ای ، از مكرش ايمن و آسوده خاطر نباش



من خدایی دارم

من خدائی دارم که در این نزدیکیست
نه در آن بالاها
مهربان ، خوب و قشنگ
چهره اش نورانیست
یاد او ذکر من است در غم و شادی ...
چون به غم می نگرم
رقص کنان می خندم
که خدا یاد من است
او خدائیست که همواره مرا می خواند ...



 
 
[ یکشنبه هشتم تیر 1393 ] [ 8:31 ] [ نورا ] [ ]

دعای ماه مبارک

ای خدایی که همه دلها به نام تو آغاز می شود و همه عشقها از نگاه تو سرچشمه می گیرد!

ای خدایی که واژه ها را آفریدی و به درختان توفیق دادی که مداد بشوند و به کاغذها همنشینی با شعرها را عطا فرمودی!

ای خدایی که برای خوشبختی دریاها باران را دمادم فرو فرستادی و به خاطر گل روی خورشید ، به کوه ها گفتی هرگز راه نروند!

یک روز دروازه های ابدیت را به روی من باز کن . بگذار دمی در کوچه های بهشت بیاسایم!

ای خدایی که سراغت را از شمعها می توان گرفت و ستاره ها به شوق تو می درخشند!

ای خدایی که همه آلاله ها تو را می خوانند و همه جاده ها دوست دارند به تو ختم شوند!

روح مرا مثل پر پروانه ها زیبا کن و مرا در میان گرگهای نفس و گناه تنها مگذار!

ای خدایی که از تمام باغها زیباتری و زیبایی آفرین ها را دوست داری!

ای خدایی که گلها را همسایه دائمی من قرار دادی تا روزهای خوشبوی ازل را فراموش نکنم!

ای خدایی که هر روز و هر شب پشت پلکهایم می آیی و چشمهایم را با خود به ملکوت می بری!

دلم را مالامال از عشق آینه ها کن و ابرهای مسافر را به سوی باغچه ام بفرست!

آمــــــــــــــــین....


ای خدایی که  - عطر خدا www.Atrekhoda.com
[ یکشنبه هشتم تیر 1393 ] [ 8:25 ] [ نورا ] [ ]

شادی

كسی كه شاد و خندان است


همیشه چیزی برای شادمانی


پیدا می كند

[ شنبه هفتم تیر 1393 ] [ 10:27 ] [ نورا ] [ ]